خرید بک لینک
چقدر زود رسید و البته چقدر غریب...این روزا سعی میکنم بیشتر از همیشه با مامان و بابام اسکایپ کنم تا کمتر دلتنگی رو حس کنند...برای من چند ساله که نوروز دیگه نوروز همیشگی نشده.یادمه پارسال صبح روز عید

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 9:54

یه سری دوست دارم که مدتیه نمیبینمشون و خوشحالم...

یه سری دوست دارم که ازشون بدم میاد و همون یکم اثری ازشون تو سوشیال مدیا که میبینم اعصابم رو خورد میکنه

یه سری دوست هم دارم که خدا رو شکر دیگه دوست نیستیم

دیگه براتون از کدوم دسته بگم؟ :)))

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 9:54

اطلاعات جدید... جدیدا دارم سریال Ozark رو میبینم و به نظرم بخش مهمی از این سریال در مورد «دونستن» هست. تا قبل از اینکه یه چیزی رو بدونی چطور تصمیم میگیری و بعد که اینفورمیشن بهت داده میشه باهاش چی کار میکنی و چه تغییری تو تصمیمات ایجاد میکنه...

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 9:54

با یه درد عجیبی از خواب بیدار شدم، اولش فکر کردم اوکی، صبح زود پاشدی طبیعیه.. یکم تو تخت بمونی خوب میشی. یکم تو تخت موندنم شد ۲ ساعت، به زور گفتم پاشو بابا! خودتو جمع کن! تو اینجوری نمیشی که پاشو ببی

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 9:54

من فک میکردم آرات اسم من درآوردیای هست که من برای غر زدنهام استفاده میکنم! چمیدونستم قراره یه روز ترند بشه و بره تو اخبار :))))

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 9:54

یهویی یادم اومد که من همیشه قبل از ارائه دادن استرس میگرفتم و این فقط محدود به ارائههایی نیست که به زبان انگلیسی میدم. حتی به فارسی هم استرس داشتم و همیشه غبطه میخوردم به بقیه دوستان/همکارایی که می

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 9:54

صفحه بندی